بازار فیوچر( آتی) و یا بازار CFD

بازار فیوچر( آتی) و یا بازار CFD

بازار فیوچر( آتی) و یا بازار CFD

شما می توانید تمام دارایی های فوق الذکر را که در حال حاضر

بیشترین حجم معاملات در جهان را دارند تجارت کنید و روزانه توسط

میلیون ها بازرگان معامله می شود. بازار CFD یکی از جذاب ترین و در

حال ظهور بازارهای مالی در جهان است ، به نوعی با مختل کردن کلیه

قوانین بازارهای مالی و پتانسیل عظیمی دارد.

اما قراردادهای اختلاف و بازار آتی چیست؟

در اینجا تمام مواردی که برای شروع یک تجارت عالی

و کسب میلیون ها دلار باید بدانید وجود دارد.

اما اکنون باید بگویم آنچه امروز ما به عنوان بازار فارکس می شناسیم ،

بازار فارکس نیست ، بازار فارکس + بازار معاملات آتی

+ بازار CFD است ، جایی که در بازار CFD و بازار معاملات آتی

هزاران و شاید ده ها هزار دارایی تجاری وجود دارد که می توانید

تجارت کنید و لذت ببرید. . بنابراین شروع می کنیم با این که این بازارها

چیست و به نظر می رسد که در این بازارها چگونه می توان درآمد کسب کرد؟

داستان بازارها با سرمایه گذاری سنتی و بازار سهام آغاز می شود

در گذشته های دور زندگی از رنگ

و بوی متفاوتی برخوردار بود ،

مردم عمدتاً به چندین گروه تقسیم می شدند که توسط

طبقه اجتماعی آنها مشخص می شدند.

گروهی بودند که برای خود کار می کردند و کار می کردند ،

آنها نوعی کارآفرین بودند و عده دیگری نیز بودند که با این

کارآفرینان کار می کردند و سطح مالی خوبی ندارند.

هر کس پول در بانکهای خود پس انداز کرده یا سکه ای خریده و آنها را زیر

بالش می گذارد و شب ها راحت می خوابید و پول من را زیر سر من می خوابید.

اما هیچ کس فکر نمی کرد با این پول

زیر بالش چه کارهای بزرگی می توان انجام داد؟

چه شرکت هایی می توانند شروع

کنند و ادیسون و انیشتین چه چیزی

را می توانند آموزش دهند؟

کسانی که شغلی داشتند و درآمد داشتند و

پول خرج کردند ، پول اضافی در بالشهایشان

ذخیره می شد ، یا زمین دیگری

خریداری می کردند ، و کسانی که چنین کاری نکردند ، این کار را نکردند.

کار برخی از مردم در بازارها تجارت بود و این یعنی خرید چیزی ، انتظار

برای گران شدن آن و سپس فروش آن. هنگام افزایش قیمت برنج بخرید.

گندم را در یک شهر دیگر بخرید و بفروشید

. کار بود آنها پول زیادی

داشتند و هر آنچه می خواستند می توانستند بخرند. آنها عمدتا سرمایه گذاری

می کنند و اعتقاد زیادی به بانک های خوک ندارند. اما ما یک

سرمایه گذاری داریم ، نه یک سرمایه گذاری.

بعد از مدتی برخی از بچه ها از همان کارگران آمدند ،

با ایده هایی به وجود آمدند و با همان پول در Piggy Bank اقدام

به تجارت کردند ، اما برای گسترش شغل خود به پول بیشتری احتیاج داشتند.

آنها به سرمایه بیشتری احتیاج داشتند.

بنابراین بازرگانان فکر کردند و مقداری از پول خود را به این افراد دادند

تا با آنها کار کنند و درآمد بیشتری کسب کنند و از آنها سود ببرند. کارت مشارکت را پرداخت و دریافت کنید.

اگر شرکت رشد کند ، رشد می کند و اگر شرکت ورشکست شود ، پول آنها بدون هیچ گونه ضمانتی می رود.

آن ها موفق شدند و در آن زمان گنجینه های طلای زیادی به دست آوردند و مردم به سرمایه گذاری علاقه شدند. اما باقی کارآفرینان پول را که دریافت میکردند کلاه ملت را برمیداشتند و میرفتند و بیچاره مردم.

پس حاکم دستور داد که این نوع شراکت ممنوع است.

و او بازاری را ایجاد کرد که در آن بازرگانان سهام خود را ارائه دادند. معامله گران و مردم عادی سهام را خریداری کردند. این بازار بورس اوراق بهادار نامیده می شود و هم اکنون در سراسر دنیا وجود دارد.

فیس بوک یا اپل را به عنوان کارآفرینی تصور کنید که برای گسترش شرکت خود و فروش سهام خود در بورس سهام نیاز به پول زیادی دارد ، مردم و تجار سهام خود را خریداری می کنند و مشارکت می کنند و هر سال این شرکت را انجام می دهد. این برای آنها سود دارد و اگر شرکت درآمدی نداشته باشد و قیمت آن صفر باشد شرکا ورشکسته می شوند یا در صورت تمایل می توانند آن را به دیگران بفروشند.

اما ، این همه چیز نیست؟ این بازاری بود که صدها سال پیش ساخته شد و دارای نقص های بسیاری بود ، اما مکان خوبی برای شروع با آن بود.

امروزه معاملات جدید و مشتق شده از اولویت برخوردار هستند.

اما این چیست؟

فیلم بورس کالا چیست؟

بازار فیوچر

بعد از اینکه بازار سهام در سراسر دنیا ایجاد شد، مردم بسیار به این بازار علاقه مند شدند و سیل پول های زیادی بود که وارد این بازار میشد، به عنوان مثال، کسانی که ثروتمند بودند وارد بازار میشدند و در کسب و کار افراد دیگر شریک میشدند، افرادی که ثروت کمی هم داشتند یا ایجاد کسب و کار میکردند و یا اصلا مقداری از پولی که دارند را در این بازار سرمایه گذاری میکردند.

در همان دوران بود که دغدغه اصلی برخی کسب و کارها قیمت در آینده بود. ریسک، عدم امنیت، طوفان، جنگ، قحطی، تقاضای زیاد و عدم توانایی پیش بینی آینده این ها تمام چیزهایی هستند که یک کسب و کار را از بین میبرند.

چرا مشاغل را به اشتراک می گذارید؟
به عنوان مثال ، کشاورزی که سالها پیش فعال شده بود از خواب بیدار شد و دید که کل زمین او فرو ریخته است. و اگر محصولی داشته باشد می تواند چندین بار آن را بفروشد. چه کار کردین؟

آیا اصلاً سیل و باران وجود ندارد یا نه ، کشت پرتقال باید چه کند و قیمت آن به دلیل واردات کالاهای وارداتی چیست؟ آیا او همه پرتقال ها را با ضرر می فروشد؟ آیا این به اقتصاد آسیب نمی رساند؟ آیا مزاحم کشاورز نیست؟

قطعاً همه انگیزه های مزرعه را نابود خواهد کرد.

در مورد یک شرکت نفتی چطور؟

فرض کنید ما استخراج کننده نفت هستیم و تا دیروز می توانستیم نفت را به ازای هر بشکه ۱۲۰ دلار بفروشیم و اکنون امروز ۴۰ دلار برای هر بشکه است !!!!!

چرا؟ افزایش تولید نفت در لیبی.

الان شما باید چیکار کنید؟

۲۰۰ سال پیش انسان هایی بودند که با این معضل رو به رو بودند. آن ها نمیدانستند که فردا قیمت چه میشود؟ نمیدانستند محصولی که تا دیروز برایش خیلی هزینه کرده اند و خرج زندگیشان را از آن راه درمیاورند، فردا به قیمتی فروش میرود که برایشان سود داشته باشد. و یا تعطیل کنند و بخوابند. کدام یکی؟

تصمیم گرفتند کاری کنند که اندکی درد از دلشان دعوا کنند، تصمیم گرفتند کسی را پیدا کنند که محصولاتشان را زودتر بخرد، پیش خرید کند

بازار فیوچر( آتی) و یا بازار CFD

یک مثال ساده، شغلتان چیست؟  نانوا؟ رستوران دار؟ طلافروش؟ معدن دار؟ شرکت بازرگانی؟ واردات و صادرات؟

شغلتان هرچیزی که هست ممکن است با یک سری کالا سر و کار داشته باشید. یا تولید کننده اید، یا چیزی را میخرید و تبدیل به محصول جدیدی میکنید و میفروشید

مثلا نانوا هستید؟ آرد را میخرید، به نان تبدیل میکنید و نان را میفروشید.

حالا چه کسی آرد شما را میدهد؟

یک کشاورزی که مزرعه گندم دارد.

یعنی شما مصرف کننده و مشتری محصول کشاورز هستید و خودتان مشتریان زیادی دارید.

حالا چه میشود اگر قیمت گندم رشد کند؟

شما قطعا ضربه میخورید. فکر کنید قیمت رشد و اصلا گندمی گیر شما نیاید؟

کسب و کارتان نابود میشود.

مواد اولیه تان از بین رفته، هیچ کاری نمیتوانید بکنید…

این ریسک هست، خطر هست

و فکر کنید شما کشاورز باشید و قیمت نزول کند!!!! تمام محصولتان و خودتان نابود می شوید.

این دو فرد میتوانستند یک کاری کنند که خیالشان را راحت کند. حالشان را خوب کند. و تمامی ریسک های کسب و کار را از بین ببرند.

چه؟

با هم معامله کنند.

چگونه؟

کشاورز تمام گندم خود را به نانوا پیش فروش کند،و نانوا هم پیش خرید کند.

در قیمت امروز، و برای هر زمانی که دلشان خواست، خیلی راحت هست نه؟

مثلا فرض کنید یک شرکت نفت تمام بشکه های نفتش را تا ۶ ماه آینده در قیمتی مشخص پیش فروش کند.

نفت اگر بالا برود، مهم نیست، سودشان را کرده اند. اگر بریزد، مهم نیست، نفت هایشان را بالا فروخته اند. در قیمت مطلوب.

اینگونه شد که افراد و کسب و کارها با هم معامله کردند. معاملاتی بدون نظارت دولت که به نام پیمان آتی، یه forward contract

نزد یک فردی بیعانه ای میگذاشتند، مثلا میگفتند ۱۰۰۰ کلیو طلا در۶ ماه دیگر از شخص طلاساز به یک تاجر و معامله گر طلا تحویل داده شود.

مقدار مشخص، زمان مشخص، تحویل در آینده، قیمت مشخص، تحویل در روز معلوم و یک بیعانه نزد امین.

اما شش ماه بعد اگر کسی میزد زیر قرار؟ باید بیعانه از نزد امین به ایشان داده میشد. و وای به روزی که امین بزند زیر قرار.

هرچه بگندد نمکش میزنند                         وای که بگندد نمک

سال ها پیش آدم های زیادی بر سر کلاهبرداری ها و… در این بازار ضرر کردند. نهایتا دولت ها بازار ایجاد کردند که در آن تمامی معاملات بتوانند انجام شوند. با حجم مشخص، قیمت مشخص، روز مشخص و ساعت تحویل مشخص.

به این بازار، بازار آتی و یا future contract  میگویند. دیگر پول هیچکسی جا به جا نمیشود، و کاملا امن هست.

بازار فیوچر( آتی) و یا بازار CFD